محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

409

مناقب مرتضوى ( فارسي )

پيغمبر بيرون مىآرم و حقيقت اين واقعه تو نيكو مىدانى . پس عايشه بدون اهمال متوجه مدينه گرديد و تا بود به استغفار اشتغال مىنمود . » مؤلف گويد : قصهء تشريف بردن امير و فرستادن امام حسن پيش عايشه بر سبيل تفصيل در باب فضايل مسطور گشته ، هركه خواهد - كما ينبغى - واقف شود ، در باب مذكور ملاحظه نمايد . منقبت : در حبيب السّير مسطور است كه : « مجاهدان معركهء اخبار و محافظان عجايب آثار به زبان سنان و قلم و بنان بيان خجسته رقم ذكر طغيان معاوية بن ابى سفيان چنين تحرير و تقرير نموده‌اند كه : در آن اوان كه عثمان عفان - رضى اللّه عنه - جهت دفع مخالفان ، عمّال خود طلبيده بود ، روزى در يكى از كوچه‌هاى مدينه معاويه با كعب الاحبار ملاقى شده گفت : مىترسم اهل خلاف هجوم نموده ، عثمان را به قتل رسانند . كعب گفت : وقوع اين حادثه به حسب تقدير امرى است ناگزير . معاويه گفت : اگر بدانم كه بعد از او خلافت بر كه قرار خواهد يافت ، نسبت به او شرايط اخلاص مرعى دارم . كعب گفت : بعد از عثمان اين منصب بر تو مقرر خواهد بود اما پس از خونريزش بسيار . لاجرم اين سخن او را در طمع حريص گردانيد . چون عثمان كشته شد ، قومى از عظماى بنى اميه كه از ابن عمّ خير البريه كينهء ديرينه در سينه داشتند به وى پيوسته ، بر مخالفت شاه ولايت تحريض و ترغيب نمودند و او همت بر طلب رياست گماشت و عقايد شاميان را نسبت به امير المؤمنين خواست فاسد گرداند . بنابراين ، فرمود كه : ايام جمعه پيراهن خون‌آلود عثمان به مسجد جامع دمشق برده با مردم چنان ظاهر مىكردند كه قتل عثمان بفرمودهء على بن ابى طالب وقوع يافته . معاويه در اين باب آن‌قدر مبالغه نمود كه مبارزان شاه سوگند خوردند كه آب سرد نياشامند و بر بستر نرم نخوابند تا انتقام نكشند . در خلال آن احوال ، عمرو عاص كه در فن مكر و تزوير بىنظير بود ، از فلسطين به دمشق رسيده ، ممدّ اهل فتنه گرديده به طمع حكومت بصره با معاويه بيعت كرد و بين الجانبين قواعد اتحاد مؤكد گرديد و مقارن اين حال ، عبد اللّه بن عمر خطّاب كه از امير المؤمنين به سبب قتل هرمزان توهم داشت ، نزد معاويه رفت و به جهت مبايعت و متعابعت اين دو كس كار نابكار ، معاويه رونقى تمام يافت . پس جميع شاميان به خدمتش كمر بسته ، در امر قتال با وصى رسول ايزد متعال اتفاق نمودند و معاويه به جدّ تمام و سعى مالاكلام در مقام اهتمام ، ترتيب اسباب مقابله و مقاتله شده به اندك زمانى سپاه بسيار فراهم آورد .